تبلیغات
سیندرلای چادر گزی! - خاطرات دهه قبلی ها!
سیندرلای چادر گزی!
داشتم مثل همیشه وسط وبلاگ یک بنده خدایی خاموش چرخ میزدم که یک مطلب در مورد سندی دیدم نوشته! ما بچه های دهه ای هستیم که سندی جزو خواننده های نسبتا محبوبش بود!
پدرم همیشه با شنیدن ترانه مخالف بود ! کلا اهل آهنگ نبود! ولی پدربزرگم (آقاجونم ) خدابیامرز کلا رادیو اونطرفی گوش می داد و اهل دل بود و آهنگاشم صداش را زیاد میکرد یکمی ما هم عاشقققققققققق همین حرکت ملی بودیم
تازه بهمون یاد دادن چطوری و روی چه موجی بیاریم؛ برخی شبها دور از چشم پدر ما نیز میاوردیم و گوش میدادیم من کلا علاقم به موسیقی به پدربزرگم رفته از بحث منحرف شدیم ! داشتم میگفتم ! اولین آهنگ سندی را وقتی شنیدم که خواهرم دانشجو بود ! سی دیش را آورد خونه و ما که بدستور اکید پدر ویدئو نداشتیم ؛ تو کامپیوتر تازه خریده و دور از چشم پدر شنیدیم ! دو هفته طول کشید تا بفهمم چی میخونه!
تا قیافه سندی خان را ببیینم ! چون خواننده زیادی نمیشناختم ؛ عاشق صدای ایشون بودم ! تا زد و عروسی تنها پسرعمومون ما راهی دیار پدری شدیم و تو خونه فامیل و چون اونها هم ویدئو داشتن و هم ماه ...پاره ما سندی را برای نخستین بار دیدیم و پس از آن بود که از شنیدن تمامی آهنگهایش خودمان را منع نموده و پا پس کشیدیم ( گاهی بدون جبر ؛ میشود از طرق دیگر کسی را بازداشت !)


الانم ترجیح میدم هر آهنگی میشنوم خوانندش را نرم ببینم چه شکلیه ! چون زده میشم ازش (خوب شکل خواننده برام مهمه !)

دیگه یک آهنگ غمناک عاشقونه هم دوس داشتم که وقتی همون روز دیدم خوانندش با نیش باز نشسته رو صندلی میخونه ! اصا چنان خورد تو پرم که اونم ترکش کردم


---------------------
پدرم از دوتا چیز خوشش نمیومد ! یکی آرایش بود و یکی آهنگ ! البته هیچوقت نهی مستقیم هم نمیکرد ! ولی اخم تو چهرش معناش را میرسوند! من هم از همین شیوه خوشم میاد. هیچوقت نهی مستقیم را نپسندیدم ! چون معتقدم شخصیت کسی خورد میشه ؛ ولی تو نهی غیر مستقیم و با شیوه احترام میشه خیلی حرفها را زد! و احترام خودت را و طرفت را نگه داری .حالا هرچی نظر شما باشه ؛ دوست دارم بشنوم. اگر لطف کنید و بگید !





















نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سیندرلا بدون کفش