تبلیغات
سیندرلای چادر گزی! - یک پست حال بهم زن!
سیندرلای چادر گزی!
اینقدری که من از دندون پزشکی وحشت دارم ! از خدا میترسیدم ، الان از اولیای الهی بودم امشب رفتم تا دندونم را عصب کشی کنم ! یعنی اجدادم جلوم دونه دونه پرپر شدن از درد ! تازه دکتر بمن میگه کولی !

خوب درد داره انتظار داری چیکار کنم ! بشکن بزنم ! باید دست و پا بزنم و اشکمم عین سیل جاری بشه دیگه کولی یعنی چی ! باور کنید اینقدر آمپول بی حسی زد که اصلا این سمت دهن را نابود کرد ! ولی تاثیری در فرایند درد و دست و پا زدنهای من نداشت بعدشم که ببخشید گلاب به روتون ما این شکلکه شدیم! دیگه نزدیک بود دستش را شل کنه ، یکی بخوابونه ! چون نگه داشت و عصبانی گفت اه تو چقدر کولی هستی؟ عق زدن یعنی چی ولی خوب مگه دست منه ! چیکار کنم !

تازه یک نکتش جا موند ! ما از سمت پدر و مادر طبعمون ژنتیکی گرمه ! ولی من موندم وسط اینهمه گرمی که با خوردن اندک گرمی میریزه بیرون از صورت و بدن ! این آبشار نیاگارا دهن من چیه؟ باور نمی کنید که روی آبشار نیاگارا را سفید کرده ! هر کسی ببینه ممکنه بگه اه اه آب دهنش را بلد نیست جمع کنه ! ولی باور کنید مقصر من نیستم ! و وقتی خودش را وحشتناک تر نشون میده که من خوابم ! و نصف متکا را سیل بر میداره ! حالا امشبم دکتر بمن وسط کار گفت با دهن باز برو عکس بگیر ! دهنت را نبندی ! یکدونه دستمالم داد دستم مام رفتیم ! ولی این دستمال در عرض دو مین کلا خیس بود ! عکسمم که گرفتم اون چیزی که میزاره تو دهن و عکس میوفته روش ! اونکه اصا قابل وصف نیست ، یک آبشار از خودش آویزون بود !یعنی آبرو برا من رسما نموند ! امشب به خواهرم گفتم ، احتمالا من دیگه برم مطبش خودش و دستیارش با هم من و پرت می کنن بیرون ، یکی بابت اینکه من را کولی میدونه ! اون یکی بابت آبشار نیاگارم

همین دیگه !

میخواستم حالتون عوض شه ! هدف دیگه  ای از نوشتن این پست نداشتم!خخخخخخخخخخ



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 اسفند 1392 توسط سیندرلا بدون کفش