تبلیغات
سیندرلای چادر گزی! - ادامه سفرنامه + گزارش دیدار
سیندرلای چادر گزی!
بعله روز اول که اصلا من نفهمیدم چطوری گذشت ! فقط یادمه از بس خسته بودیم تا ظهر با مادر روی تخت غش کرده بودیمبعدش پاشدیم رفتیم ناهار و بعدم

وضو و حرم ! باورم نمیشد اصلا چشمم به گنبد خورد هم داشتم زار میزدم و هم نیشم پنجاه متر از هر طرف در رفته بود.

خلاصه که اصلا اونروزها جز روزهای عمرم به حساب نمیاد هی هم به این مریم گفتم بیایید حرم هم زیارت کنید هم من راحت ببنمتون گوش نداد که !

من فتوا دادم ، اونم برای خودش فتوا میداد نوچ گناه دارهhttp://www.freesmile.ir/smiles/55102_(19).gifو چنین شد در روز دوم دو نوگل خجسته دلم ؛ که برای زیات من ( البته تو پرانتز بگم ، یادشون رفت
دخیل ببندن بمن اومدن زیارت ؛ حداقل حاجت روا برگردنhttp://www.freesmile.ir/smiles/74662_avizon_az_setare.gif) به دیدار ما آمدند ! البت تقصیره ددی مریمی شد دیر اومدن http://freesmile.ir/smiles/23212_(2).gifو منم دوساعت داشتم تو اطاق رژه میرفتم تا یک خبر بدن ؛ قرار بود برا صبحانه بیان اما بقدری دیراومدن صبحانه هتل تموم شده بودhttp://freesmile.ir/smiles/20012_doset_nadaram.gifو بمحض پیامک هفصدم که کوجایین؟( همینجا باید به الی بگم ! من باس آدرس بدم شهرتون را http://www.freesmile.ir/smiles/85642_efand.gifمعلوم شد پایینن ! مریمی را پیشتر دیده بودیم و الی را دیدن کردیم ویکم تف مالی فرمودیم جهت برآورده شدن حاجتش از جانب امامزاده سیندرلاhttp://www.freesmile.ir/smiles/61312_1111.gif( و البت اصلا گفتن ندارد که دنیای تصورات ما را ریخت بهم این دختر خشنگ قدر بلند بلوری با اون چونه پنجشhttp://www.freesmile.ir/smiles/29682_gholi_poshte_parde.gif) دیدار ما نهایت ده مین نشد که همش به دیدن عکسهای مریمی و الهام بانو گذشت http://www.freesmile.ir/smiles/79382_doset_daram.gifبعدش الهام

میخواست با ما بیاد حرما ! ولی مریمی نمیتونست بیاد و یک دروغم بما گفت ؛ کلا فتوای الهام را که روز شهادت نباید دروغ گفت را قشنگ گذاشت روی زمین http://www.freesmile.ir/smiles/23352_dr_gholi.gifمن بهشون گفته بودم با پوشیه بیایید به چشم نیایید ولی خو گوش ندادن ، سیندرلایی من را زیر سوال بردنhttp://www.freesmile.ir/smiles/83082_(33).gif البته من نگران نیستما ، چون من از نوع چادر گزی هستم ؛ بعدشم کفشهام را جا گذاشته بودم ، لنگه کفشی نداشتم برای جا گذاشتن ، حالا بزار اونا بدون پوشیه بیانhttp://www.freesmile.ir/smiles/83082_(33).gif همین مامی عزیزم که اومدن ؛ دیگه ما باز رفتیم حرم و بچه ها لطف کردن نیومدن و من فقط فهمیدم دنیای تصوراتم را باید وسعت بدمhttp://www.freesmile.ir/smiles/52952_(12).gif

آخ این را نگم بدلم میمونه ! اینا امکانات داشتن بعد هتل ما حتی این دستگاه واکسشم مترسک بود ؛ یعنی من کلا امکاناتم صفر بود ، بیان شهر ما تا بهشون بگمتازشم الهام بهم گفت من به قیافم کدبانویی نمیخوره !http://www.freesmile.ir/smiles/4382_11111.gif یکی بیاد اصلاحش کنه(مسئولین پاسخگو بشن )http://www.freesmile.ir/smiles/3122_(14).gif و بعدشم بمن گفتن مظلومم ! و یک دختر شیطون توی ذهنشون بوده ؛ این قسمت را مامی نبودن وگرنه بهش میگفنhttp://www.freesmile.ir/smiles/55102_(19).gifمریمم که کلا بجای دفاع از من میگه آره کلا قیافش ...ه ( رشته من را گفت ) یکی طلبت http://www.freesmile.ir/smiles/29682_gholi_poshte_parde.gif همینا دیگه !(من گزارش ناقص اون دوتا را کامل و لحظه به لحظه گفتمhttp://www.freesmile.ir/smiles/10092_eival_gholi.gif)

در تمام عمرم اینقدر که این چند روز مشهد پیاده روی کردم ، پیاده روی نکرده بودم ! اگر یک دختر را دیدین که همراه با مامی که پاشون درد میکنه لنگ میزده !

(البته تو مشهد ، را گفتما ! نگران نشین من خودم بودمتازه دستاشم از توی عباش در آورده بود توی جیب پالتوش کرده بود گرم بشه اینقدر که بمنم میگفتن حاج

خانوم ؛ تازه این روزهای آخرم با این چادر رنگی جینگولی ها که مده میرفتمدر کل میتونم بگم سفر خوبی بود والبته یک آرزو !

مامانم با اولین حقوقشون وقتی دختر بودن ؛ مامانشون را میبرن یک سفر یک هفته ای مشهد و البته آقاجونم باهاشون نمیرن! این برای من یک آرزو بود !

هرچند من مادر را نبردم و هزینه سفر منم با مادر بود ، ولی یک سفر دونفره واقعا چسبید.امیدوارم هر سفر دو نفره ای که دوست دارین به هر نقطه ای از جهان که مطابق میل شماست  با هر کسی که دوست دارید همراهتون بشه ، نصیبتون بشه ؛ روزهاتون پر شادی و غم ار گوهر وجودیتون دور



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 دی 1392 توسط سیندرلا بدون کفش